نیستم صبور

 

تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهم

بگذار در جدا شدن از یار جان دهم

 

همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش

چون بوته زار دست برایش تکان دهم

 

دل برده از من آنکه ز من دل بریده است

دیگر در این قمار نباید زیان دهم

 

یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود

چون نیستم صبور چرا امتحان دهم

 

یوسف فروختن به زر ناب هم خطاست

نفرین اگر تو را به تمام جهان دهم

/ 1 نظر / 22 بازدید
غزل

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای. وشاه بیت غزل های لال من شده ای ? چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض. جواب حسرت این چند سال من شده ای چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد... تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم. خدا نکرده مگر بیخیال من شده ای? هنوز نذر شب جمعه های من اینست. که اتفاق بیافتد حلال من شده ای میان بغض و تبسم میان وحشت وعشق. تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای مرا به دوزخ بیداری ام نیازی نیست. عجیب خواب قشنگی است مال من شده ای