بودن ناب...

  

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست 
گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست 

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک 
جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست 

این قافله از قافله سالار خراب است 
اینجا خبر از پیش‌رو و باز پسی نیست 

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

من در پی خویشم، به تو بر می‌خورم اما 
آن‌سان شده‌ام گم که به من دسترسی نیست 

آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است 
حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست 

امروز که محتاج توام، جای تو خالی است 
فردا که می‌آیی به سراغم نفسی نیست 


در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است 
وقتی همه‌ی بودن ما جز هوسی نیست

 

هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

 

/ 4 نظر / 23 بازدید
همیشه آنلاین

با سلام بسیار وبلاگ عالی دارید اغلب میام می خونم ادامه بده خوب می نویسی دوست داشتی منو لینک کن خبر بده لینکت کنم موفق باشی دوستدارت سروناز

دلتنگم ودرگیرم

مرا تا بخوانی خزان از سر واژه هایم گذشته است مرا تا بدانی زمان سرنوشت مرا در نوشته است مرا ناگهان باش مرا ناگهان تر!وب خوبی دارین به ماهم سربزنید

سپیدار

از هر طرف نرفته به بن بست می رسیم..