کاری نکردم...

 

نــم باران نشسته روی شعـــرم، دفترم یعنی

نمی بینم تورا، ابری ست در چشم ترم یعنی

 

سرم داغ است، یک کوره تبم، انگار خورشیدم

فقط یک ریــز می گـــــردد جهــــان دور سرم یعنـــی

 

تو را از من جدا کردند و پشت میله ها ماندم

تمام هستیم نابـــود شد، بال و پــــرم یعنی

 

نشستم صبح و ظهر و عصر در فکرت فرو رفتم

اذان گفتند و من کاری نکردم، کافرم یعنی؟؟؟

 

تن تـــو موطن من بوده پس در سینه پنهان کن

پس از من آنچه می ماند بجا، خاکسترم یعنی

 

نشستم چای خوردم، شعر گفتم، شاملو خواندم

اگـــر منظورت اینها بود ... خوبـــم ... بهتـــرم یعنی...

 

/ 1 نظر / 23 بازدید
غزل

حتی اگر غزل به دلم پشت کرده است این چارپاره را به تو تقدیم می کنم... تقصیر عشق نیست اگر واژه لج کند من لال هم شوم به تو تعظیم می کنم.