ای اجل! مهمان نوازی کن

 

گر چه می گویند این دنیا به غیر از خواب نیست

ای اجل! مهمان نوازی کن کـــه دیگر تاب نیست

 

بین ماهـی های اقیـانـوس و ماهـی هــای تُنگ

هیچ فرقی نیست وقتی چاره ای جزآب نیست

 

زورق ِ آواره ! در زیبـــایـــی ِ دریــــــا نمـــان

این هم آغوشی جدا از غفلت گرداب نیست

 

ما رعیت ها کجـــا محصول باغستان کجــــا؟

روستای سیب های سرخ، بی ارباب نیست

 

ای پلنـگ از کــــوه بالا رفتنت بیهوده است

از کمین بیرون مزن،امشب شب مهتاب نیست

 

در نمازت شعر می خوانی و می رقصی،دریغ!

جای این دیوانگــی ها گوشه محـــراب نیست

 

گردبادی مثل تو یک عمر سرگردان چیست؟

گوهری مانند مرگ اینقدر هم نایاب نیست!...

 

/ 2 نظر / 26 بازدید
غزل

بیا عبور کن از این پل تماشایی ببین چگونه گذر کرده ام ز هر چه محال? ببین بجز تو که پامال دره ات شده ام کدام قله نشین را نکرده ام پامال?

لحظه ای رها

سلام و درود سروده بسیار زیبا و دلنشینی بود. وبلاگ زیبای دارد ، عکس ها هم خیلی عالی بودن.