...

 

توان گفتن آن راز جاودانی نیست

تصوری هم از آن باغ ِ ارغوانی نیست!

 

پر از هراس و امیدم ، که هیچ حادثه‌ای

شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست

 

ز دست عشق به‌جز خیر، برنمی‌آید

وگرنه پاسخ دشنام مهربانی نیست

 

درختها به من آموختند فاصله‌ای

میان عشق زمینی و آسمانی نیست

 

به روی آینه پرغبار من بنویس

بدون عشق جهان جای زندگانی نیست


 

 

/ 1 نظر / 15 بازدید
غزل

هنرش را همه درصورت توریخت خدا بعد خلق تو خودش داشت تماشا میکرد اصل وبسط همه ی فلسفه وهندسه را طرح اندام ظریف تو الفبا میکرد آنقدر خلقت تو جای ستایش دارد سجده را پیش تو ابلیس فرادا میکرد کل منظومه ی شمسی به سماعت چرخید چرخ رقص تو فقط عشق شکوفا میکرد.